هم می­ترسم، هم طمع زیادی دارم. چه جالب!

اشتباهات رایج سرمایه گذاری در بورس چیست؟ و چگونه از این اشتباهات در بورس جلوگیری کنیم؟

خودش را گول می­زد.

من و دوستانم مدت ها بود که با یک گروه دیگر راجع به روش های سرمایه گذاری بحث می کردیم و در این مدت که باهم همکاری داشتیم، سعی کردیم تا استراتژی های سرمایه گذاری یکدیگر را در اختیار هم قرار دهیم، تا شاید قدمی باشد برای گسترش همکاری.

آنها دقیقا چکار میکردند؟

آنها کاری را انجام می دادند که برای من و دوستانم بسیار جالب بود.

آنها مدت های زیادی را برای تحلیل و بررسی سهام شرکت ها اختصاص می دادند و به راستی در کارشان موفق بودند.

به عبارتی دیگر، اکثر فرصت های سرمایه گذاری که آن ها شناسایی می کردند، درست و ارزشمند بود.

کافی بود تا چند دقیقه در جمعشان حضور پیدا کنید، تا نکات و مطالب بسیار ارزشمندی را از آنان بیاموزید.

آنها دانش کافی برای حرکت در بورس را به بهترین شکل داشتند.

اما آنها یک مشکل اساسی داشتند.

مشکل اساسی آن ها چه بود؟

اگر به میزان سود و بازده تیم آنها نگاه می کردید، متوجه می­شدید که این مقدار سود و بازده، هیچ تناسبی با میزان مهارت و تلاش آن ها در بورس ندارد.

این مساله برای من خیلی عجیب بود. از مدیر تیم شان راجع به علت این موضوع سوال کردم که با وجود مهارتی که شما دارید، چرا به حد مطلوبی از سود نرسیده اید؟

او تازه پاسخ داد که علت چیست

وقتی به آنها گفتم که تیم ما، با یک سوم انرژی که شما صرف می کنید، خیلی خیلی بیشتر از شما درآمد دارد. آنها پاسخ دادند “می دانیم” .

مطلبی بود که متوجه شدم از من پنهان می کنند درحالیکه خودشان، آن را به خوبی می دانستند. من به مدیرشان گفتم که اگر بگویید که علت بازده کم شما چیست، من هم خواهم گفت که علت بازده بالای ما چیست.

او گفت: من هم می­ترسم، هم طمع زیادی دارم

پاسخش بسیار عجیب بود و من فقط گوش دادم. او گفت که خودش و تیمش به بهترین شکل سهام ها را بررسی می کنند و دقیقاً فرصت ها را شناسایی می کنند.

اما مشکل آن ها این است که دقیقا زمانیکه باید اقدام به خرید یا فروش کنند، این کار را انجام نمی دهند. و در عمل کل زحمت آن ها از دست می رود.

آنها از دو بیماری رنج می­برند

یکی “ترس” است. آنها بعد از تحلیل متوجه می شوند که قیمت سهام یک شرکت، مدتی است که درحال افت کردن است.

آنها به خوبی می دانند که این بهترین فرصت است تا با خرید سهامی که قیمتش پایین آمده است، می­توانند بعداً که قیمت رشد کرد، به بیشترین سود برسند.

آنها این فرصت را به خوبی درک می کنند اما همان “ترس” مانع اقدام آنها می شود. به این ترتیب که آنها می ترسند که نکند بعد از آنکه سهام را خریداری کردند، قیمت سهام از این هم پایین تر بیاد و آنها ضرر کنند.

بیماری دوم “طمع” است

آنها علاوه براینکه ترس پایین آمدن قیمت را دارند، طمع این را هم دارند که بگذار قیمت همین طور پایین تر برود تا ما در پایین ترین قیمت خریداری کنیم و این طوری سودمان خیلی خیلی بیشتر می شود.

همین باعث می شود تا این تیم در مدتی که قیمت در محدوه پایین قرار دارد، هیچ خریدی انجام ندهند و این دو بیماری ترس و طمع آنها را از این اقدام باز می دارد.

ناگهان یک روز که امیدوارند تا قیمت پایین تر بیاید، قیمت شروع به بالا رفتن می کند، آنقدر حجم تقاضا برای خرید سهام بالا می رود که تیم آنها فرصتی برای خرید پیدا نمی کند و از طرفی دیگر آنهایی که قبلا سهام را خریداری کرده اند، حال به راحتی آن را نمی فروشند.

همین تیم هر روز که می گذرد با قیمت بسیار بالایی حاضر است تا سهام بخرد اما متاسفانه دیگر فرصت از دست رفته است.

بهترین و حرفه ای ترین سرمایه گذاران، دقیقاً زمانیکه هیچ کس خرید نمی کند، خرید می­کنند و دقیقاً زمانی می­فروشند که همه برای خرید صف کشیده اند و قیمت بالاست.

ایراد این تیم آن بود که نمی­توانستند بر این دو عامل یعنی “ترس” و “طمع” پیروز شوند و از مهارت خود به بهترین شیوه بهره ببرد.

راز کار آن است که وقتی فرصتی را شناسایی کردی، چشمت را ببندی و عمل کنی و درگیر “ترس” و “طمع” نشوی.   

تیم قله سود | نویسنده: میثم نسودی

منتظر نظر های شما کاربران عزیز هستیم. لطفا دیدگاه های خود را برای ما از زیر همین مطلب بفرستید. راستی اگر سوالی درمورد این مقاله برایتان پیش آمد زیر همین مطلب بپرسید تا ما به آن پاسخ دهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست